1) زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سر ها در گریبان است
کسی سر برنیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
و گر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سردست....آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!
منم من ، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من، سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم...
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان ست.
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده،
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهانست
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسانست
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان
دست ها پنهان، نفس ها ابر، دلها خسته و غمگین، درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دل مرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستانست.
مهدی اخوان ثالث (م.امید)
2) سلام و فراوان سلام درود و دو صد بدرود
به شما دوستان ریاضی خوان و ریاضی خوانان دوست
خوبین؟
نه،اشتباه نیومدین اینجا امید ریاضیه، وبلاگ ادبی مدبی هم نیست!!! البته ببخشید این پست این جوری ادبی شد، دیگه چی کار کنیم که ریاضی و هنر انقدر باهم پیوند نزدیک دارن.
اول عذر خواهی کنم از همه، اونایی که آفها و میل هاشونو جواب ندادم، اونایی که بهشون سر نزدم و... خلاصه همه ملت مجازی چون تو این دو هفته یه مشکلی پیش اومده بود که نتونستم بهشون سر بزنم یا اصلا این جوری بگم نتونستم بیام اینترنت.
بعضی بچه ها اشکالای شعرمو گفتن که خیلی منو خوشحال کردن، ممنون. اصلا من به همین خاطر بعضی وقتا شعرا مو میذارم و گرنه بیکار نیستم آبروی چندین ساله ی شعر و ادب ایران رو ببرم. هیچ چیز هم مثل انتقاد منو خوشحال نمی کنه. راستی بگم که فاطمه خانووم هم شاعر تشریف دارن اگه مواقت کنن و شعراشونو بذارن خیلی خوبه. یعنی من فکر کنم همه ملت ایران شاعرن. اگه کسی هم شاعر نبود باید به ایرانی بودنش شک کرد دوستان توجه کنید که قضیه دو شرطی نیست...
3) بچه ها، بچه ها یه مسئله:
در یک مهمانی بعضی مهمان ها با هم دست می دهند. اگر کسی با خودش دست ندهد و دو نفر هم بیش از یک بار با هم دست ندهند، ثابت کنید دو نفر یافت می شود که تعداد دفعاتی که دست داده اند یکسان است.
همون جوری که می دونین این مسئله با استفاده از «اصل لانه کبوتری» براحتی قابل حله...اما من فکر می کنم بشه این مسئله رو با گراف هم توجیه کرد... اگه با این فرض جلو بریم صورت سوال ویژگی های گرافی رو که قراره باهاش اثبات کنیم بهمون می گه...به همین خاطر بود که به فاطمه گفتم در مورد گراف بنویسه.
حالا من از شما می خوام برام با گراف این مسئله رو توجیه کنین.
4) پست پیش نه، پیش پیشش من در مورد رابطه هندسه و ریاضی گفتم که این پست رو میخوام انواع هنداس(جمع هندسه!) که کشف شده رو بطور اجمالی بگم، فقط میخوام یه تصور کلی تو ذهنتون ایجاد شه و بس. حالا بخونید:
نقش هندسه در ریاضیات2
خواجه نصیر الدین طوسی نخستین اثر مستقل در مثلثات (مثلثات زائیده ی احتیاج مربوط به محاسبات عملی بخصوص نیاز به وسیله ای برای محاسبه ی اجزا اشکال مختلف هندسی می باشد). را به نام «شکل القطاع» Seklolquetta نوشت که پس از ترجمه، مدتها کتاب درسی در اروپا و آمریکا بود. پس از نهضت علمی اروپا، ریاضیدانان بتدریج اعداد منفی و بی نهایت بزرگ و بی نهایت شگفت انگیزی بسط و توسعه دادند که از آن جمله است:
- هندسه ی تحلیلی، که بوسیله ی دکارت در سال 1619 به دنیا معرفی گردید و پیر فرما ریاضیدان فرانسوی نیز تقریبا بطور همزمان با دکارت این هندسه را کشف کرد. (1601-1665)
- هندسه ی تصویری که توسط دزارگ (1593-1662)و بلزپاسکال(1623-1662) ریاضیدان های فرانسوی پایه گذاری شد.
- هندسه ی ترسیمی که بوسیله ی گاسپار مونژ ریاضیدان های فرانسوی(1746-1818) بنیان نهاده و کشف شد.
- محاسبه ی برداری، شاخه ای از هندسه که در رابطه ی تنگاتنگ با نیازهای مکانیک و فیزیک شکل گرفته است. توسط ویلیام هامیلتون(1805-1865) ریاضیدان ایرلندی و هرمان گراسمان(1809-1877) ریاضیدان آلمانی پایه گذاری گردید و ژیبس (1839-1903)فیزیکدان آمریکایی آن را به روش جدید ارائه کرده است.
- هندسه ی دیفرانسیل، که شیب و انحنا منحنی ها و خطوط ژئودزیک geodesic یا کوتاهترین فاصله بین دو نقطه بر روی یک سطح را بررسی می کند، توسط نیوتن و لایب نیتس کشف و پایه گذاری گردید.
- هندسه های نااقلیدسی که جایگاه خاص خویش را دارند، هر هندسه ای غیر از هندسه ی اقلیدسی را هندسه ی نااقلیدسی می نامند. بسیاری از این گونه هندسه ها تا کنون شناخته شده اند. تلاش برای اثبات اصل توازی اقلیدس، موجب پیدایش هندسه های نااقلیدسی گردید.
دانشمندان در طی 2000 سال تلاش کردند تا اصل توازی را آن چنان ساده و بدیهی هم نبود از چهار اصل دیگر نتیجه بگیرند و یا اصل دیگری را که به خودی خود بداهت بیشتری داشته باشد، جایگزین آن سازند اما همه ی این تلاش ها به ناکامی انجامید.
نخستین تلاشی که برای اثبات اصل توازی به عمل آمد از آن بطلمیوس در قرن دوم میلادی است و سپس پروکلوس در قرن پنجم میلادی سعی نمود که اصل توازی را ثابت کند . مهمترین تلاشی که بعدا برای اثبات اصل توازی به عمل آمد از آن خواجه نصیر الدین طوسی ریاضیدان ایرانی و سپس جان والیس(1616-1703) ریاضیدان انگلیسی است. اصل توازی آن چنان ذهن آدرین ماری لژاندر فرانسوی را که یکی از بهترین ریاضیدانان عصر خود بود و در شاخه های مختلف ریاضی کشف های مهمی دارد، به خود معطوف داشته بود که در طی 29 سال چند بار اصول هندسه اش را تجدید چاپ کرد و هر بار یکی از کوشش های تازه اش در مورد اصل توازی را در آن درج نمود.
فورکوش بویوئی ریاضیدان مجارستانی و جیرو لاموساکری ایتالیایی(1667-1733) نیز در این زمینه تلاش نمودند.
نیکولای لوباچفسکی نخستین کسی بود که در سال 1829 عملا مقاله ای را در زمینه ی هندسه ی نااقلیدسی منتشر کرد. یانوش بویوئی اکتشافات خود در زمینه هندسه نااقلیدسی را در سال 1831 در یک ضمیمه ی 26 صفحه ای در کتاب تنتامن که به پدرش نوشته شده بود منتشر کرد.
گائوس که از 15 سالگی یعنی از 1792 در هندسه ی نااقلیدسی کار می کرده است در حقیقت پیش تر از یانوش بویوئی و لوباچفسکی هندسه ی هذلولی را کشف نمود.
در هندسه ی هذلولی به جای اصل توازی اقلیدس اصل زیر که به اصل هذلولی مشهور است گذاشته می شود:
در هندسه هذلولی یک خط L و یک نقطه P غیر واقع بر L وجود دارند چنان که دست کم دو خط موازی با L از نقطه ی P می گذرد.
هندسه ی دیگر نااقلیدسی هندسه ی بیضوی است که توسط ژرژ فردریک برنهاد ریمان ریاضیدان آلمانی کشف گردید. هندسه ی بیضوی بر این اصل استوار است که از یک نقطه ی P واقع در خارج یک خط مانندL اصلا نمی توان خطی به موازات خط L کشید، یعنی هندسه ای که در آن خط موازی وجود ندارد...
پایان